بن شبروت بزرگ‌، نه يك مسلمان‌، بلكه يهودي بود. او مفردات ديوسكوريدس را با كمك‌ نيكولاس راهب يوناني‌، به عربي ترجمه كرد. عريب بن سعد رساله‌اي در بيماري‌هاي زنان‌، مامايي و بيماري‌هاي كودكان نوشت‌. ابوالقاسم زهراوي بزرگ‌ترين جراح مسلمان بود، او در توسعهٴ جراحي اروپا تا زمان رستاخيز تأثير عظيمي اعمال كرد. ابن جلجل شرحي بر مفردات‌ ديوسكوريدس نوشت و تكمله‌اي بر آن افزود، و تاريخ پزشكان اسپانياي مسلمان عصر خود را نوشت‌.
ونس‌، آخرين كشور مسلمان كه ذكر مي‌شود، پزشك بزرگي پرورد به نام ابن جزار. او مؤلف‌ زادالمسافر و قوت الحاضر است‌، كه در قرون وسطي از اعتبار فراوني برخوردار شد.
از پزشك يهودي حسداي بن شبروت‌، قبلاً نام بردم و گفتم كه نقش فرهنگي چشم‌گيري‌ داشت‌، چون رستاخير اسپانيا تا حدود زيادي مرهون همت روشن‌فكرانهٴ او بود. دونولو، پزشك‌ يهودي ديگري كه در همان ايام در جنوب ايتاليا برآمد، رساله‌اي طبي به زبان عربي نوشت‌. ويژگي عجيب اين رساله در اين است كه اساساً مستقل از تعاليم عربي است‌. اين دونولو، و شايد بسياري پزشكان همانندش كه چيزي ننوشته‌اند يا نوشته‌هايشان از ميان رفته‌، در ميان جمعيت‌ گونه‌گون و مختلط بنادر جنوب ايتاليا1 كار آماده‌سازي را صورت مي‌دادند. پيدايش مدرسهٴ سالرنو، قديمي‌ترين مدرسهٴ طبي اصيل در اروپاي مسيحي را، احتمالاً بدو، يا پزشكاني‌ هم‌چون او مديونيم‌.
دربارهٴ طب بيزانسي چيزي نمي‌توانم بگويم‌، جز ذكر دايرةالمعارف طبي كه تيوفانوس‌ نونوس به فرمان كنستانتينوس هفتم تأليف كرد. امپراتور به تأليف يك دايرةالمعارف بيطاري هم‌ فرمان داد.
ياسويوري تامبا قديمي‌ترين رسالهٴ طبي ژاپن را نوشت كه هنوز به صورت اصلي در دست‌ است‌. ممكن است او مؤلف رساله‌اي هم در ادويهٴ مفرده مربوط به همان زمان باشد.

9. تاريخ‌نويسي لاتيني‌، بيزانسي‌، يهودي‌، اسلامي‌، و چيني‌. اين دوره عصر طلايي تاريخ‌نويسي‌ لاتيني بود. البته نه از لحاظ كيفيت‌، بلكه بيشتر از جهت كميت‌. در بسياري از كشورها تعدادي از وقايع نگاران سرگرم كار بودند. فلودوارد رنسي تاريخ اسقف‌نشين خود را تا 961، و حوادث‌ سالانهٴ زمان خود را نوشت‌. ليودپراند كرمونايي سه كتاب تاريخي تأليف كرد، كه يكي از آنها حاوي توصيف خوبي از قسطنطنيه و دربار بيزانس است‌؛ اين ليودپراند اصيل‌ترين يوناني‌مآب‌ زمان خود بود. ويدوكيند اهل كوروي تاريخ هنري اول واوتوي اول‌، امپراتوران ساكسون را نوشت‌. هروسويتا هم تاريخ منظوم اوتوي اول را نوشت‌. وقايع‌نامهٴ سالرنو، مربوط به تاريخ‌


1 .از مليت‌هاي يوناني‌، ايتاليايي‌، يهودي‌، مسلمان‌، و غيره‌.